// ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۳۱

قتل در 17 سالگی پس از مستی در باغ + عکس

پسر جوان که در 17 سالگی مرتکب قتل شده بود در راستای اعمال ماده نجات بخش 91 قانـون مجازات اسلامی جدید بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد تا شاید روزنه امیدی برای نجات وی از چوبه دار پیدا شود.

رسیدگی به این پرونده از ششم مرداد 93 به دنبال درگیری خونین شش پسـر نوجوان در یکی از کوچه های قرچــک ورامین آغاز شـد. شواهـد نشان می داد درگیری شش پسر جوان با زخمی شـدن داریوش 20 ساله پایان یافته و سه نفر از شرکت کننده های در دعوا گریخته اند.

داریوش که از ناحیه سینه مجروح شده بود به بیمارستان 15خرداد ورامین منتقل شد اما به خاطر پارگی قلب جان سپرد. دو نفر از دوستان داریوش که شاهد جنایت Crime بودند در تشریح ماجرا گفتند: ما از محل کار به خانه بر می گشتیم که متوجه درگیری سه پسر نوجوان با هم شدیم. داریوش جلو رفت و به آنها تذکر داد با هم دعوا نکنند اما پسران نوجوان که به نظر می رسید مسـت هسـتند و حال طبیعی ندارند با ما شروع به دعوا کردند و یکی از آنها با چاقویی که در دست داشت به سینه داریوش کوبید و گریخت.

تلاش برای ردیابی عاملان جنایت آغاز شده بود تا اینکه 11 ماه و 25 روز بعد از جنایت شبانه محمد 18ساله بازداشت شد.

وی به قتل Murder در 17سالگی اعتراف کرد و گفت تحت تاثیر مصرف مشروب چاقو کشیده است. این پسر در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران در حالی پای میز محاکمه ایستاد که وکیل وی گفت: موکلم هنگام ارتکاب جرم Crime زیر 18سال داشته و حالا با گذشت 2 سال از قتل ممکن است ماجرا را به درستی به خاطر نداشته باشد. من تقاضا دارم تا طبق ماده 91 قانون Law مجازات اسلامی جدید که امتیازی ویژه برای محکومان زیر 18 سال در نظر گرفته است برای موکلم حکم صادر شود.

با این درخواست هیات قضایی محمد را به پزشکی قانونی معرفی کرد. وقتی پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کرد با توجه به گذشت مدت زمان زیادی از جنایت نمی توان سن عقلی وی را هنگام ارتکاب جرم تشخیص و درباره اینکه هنگام ارتکاب جرم رشد عقلی داشته یا نه اظهار نظر کرد وی دیروز برای دومین بار پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای این جلسه پدر و مادر داریوش برای محمد حکم قصاص خواستند.

سپس محـمد که از زندان Prison به دادگاه منتقل شده بود گفت: من و دوستانم علی و امید برای تفریح به باغ رفته بودیم. ما از داروخانه الکل سفید تهیه کردیم و آن را با آبمیوه مخلوط کردیم و خوردیم . در حال بازگشت از باغ بودیم که یکباره علی و امید با هم درگیر شدند. امید چاقویی را که برای پوست کندن میوه همراه خودش داشت بیرون کشید و علی را تهدید کرد. من هم چاقو را از امید گرفتم و آن را در جیبم گذاشتم. تازه از باغ بیرون آمده بودیم که بار دیگر علی و امید با هم درگیر شدند. همان موقع سه پسر جوان سر رسیدند و از ما خواستند تا با هم دعوا نکنیم. من و دوستانم مست بودیم و حال طبیعی نداشتیم که به آنها ناسزا گفتیم. یکی از آنها به صورتم سیلی زد و من برای دفاع از خودم چاقویی را که از امید گرفته بودم بیرون آوردم و به سمت آنها زدم. هوا تاریک بود و من جایی را نمی دیدم و تحت تاثیر مصرف مشروب سر گیجه داشتم. من و دوستانم فرار Escape کردیم اما نزدیک به یکسال بعد به اتهام قتل در خانه پدرم بازداشت شدم. من بعد از دستگیری فهمیدم چاقویی که در تاریکی شب به سمت سه مرد جوان پرتاب کرده بودم به قلب یکی از آنها برخورد کرده موجب مرگ شده است. من اگر زودتر از این ماجرا مطلع می شدم خودم را به پلیس Police معرفی می کردم.

وی ادامه داد: من در آن زمان 17سال و 4ماه و یک روز داشتم .از کاری که انجام داده ام پشیمانم و از خانواده مقتول تقاضا دارم مرا ببخشند. امیدوارم قضات دادگاه بپذیرند که در بچگی دست به چنین کاری زدم و مرا از قصاص معاف کنند.

سپس سایر شرکت کننده ها در دعوا که با قرار وثیقه آزاد بودند یک به یک به دفاع پرداختند. امید گفت: قبول دارم چاقویی که دست محمد بود متعلق به من بود. اما من چاقو را از باغ پیدا کرده و در جیبم گذاشته بودم. ما همگی بچه بودیم و فکر نمی کردیم چاقویی که محمد زده است موجب مرگ مقتول شود. وگرنه بلافاصله او را به بیمارستان منتقل می کردیم.

رکنا

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.
بت اسپات